شب یلدا
سرودهای مهرورزی در یلدای چشمها
محسن دانش

«یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود، یک ننه سرمایی زندگی میکرد که خونهش توی آسمونا بود و دو تا بچه داشت به نامهای: چلّه کوچک و چلّه بزرگ. چلّه کوچک خیلی سختگیر و چلّه بزرگ خیلی سرمایی بود. یک روز ننه سرمایی، چلّه بزرگ رو صدا کرد و گفت: ننه جون میخوام از اول شب زمستون تا دهم بهمنماه، دنیا رو تحت اختیارت بگذارم. ببینم چه میکنی؟ پسر بزرگ جواب داد: من به همه جا فوت میکنم تا آدما سردشون بشه و مجبور بشن بیشتر کنار هم باشن. تا قدر همو بدونن و به هم مهر بورزند. ننه سرما گفت: آفرین پسرم. بعد رو کرد به پسر کوچکش و گفت: از 10 بهمن تا آخر زمستون هم دنیا رو به تو میدم، نظرت چیه؟ چلّه کوچک گفت: من اینقدر به دنیا فوت میکنم که همه یخ بزنند و یادشون بره عشق چیه. ننه سرما برآشفته گفت: این چه کاریه؟ مگه تو آدما رو دوست نداری؟ آخه چه طوری میتونی این همه بیانصاف باشی. چلّه کوچک جواب داد: آدما خیلی فراموشکارن، اونا زود یادشون میره که چقدر به هم نیاز دارن. تازه بعد از من، خاله بهار از راه میرسه و سختیها تموم میشه. پس بذار من زورمو بزنم تا قدر خاله بهارو بدونن و از یاد هم غافل نشن!»
یادش به خیر، پیشترها شب یلدا که میشد، همه اعضای خانواده دور هم جمع میشدند و تا صبح به قرآنخوانی، حافظخوانی و شاهنامهخوانی و دل سپردن به حرفهای بزرگ خانواده میپرداختند. اون وقتا کسی به فکر کلاس گذاشتن نبود! مهرورزی پایه و اساس این آیین و حاصل آن، نزدیکی دلها و رفع کدورتها و... بود. احترامها سر جایش بود و...
امشب، شب یلداست. شبی که ایرانیها طبق یک سنت قدیمی، دور هم جمع میشوند و با انداختن سفره و دوستی، نهال دشمنی را از دل برمیچینند. به خودم گفتم: کاش میشد برای سالمندان و نگاههای همیشه منتظرشان، پرستوی عشق بفرستم. کاش میشد توی همه اتاقهای بیمارستانها شقایق بکارم و از پنجره دلم، برای قناریهای کوچکی که توی این شبهای سرد، گل نرگس میفروشند، آواز بخوانم. به خودم گفتم: یلدا، مقدمه روشنایی است. باید زودتر بجنبم. حالا خواب عروسکها، تعبیر خوبی برای دلتنگیها نیست. به خودم گفتم: یادمان باشد «ساده باشیم» و دل ببندیم به: «خدایی که در این نزدیکی است/ روی آن شببوها/ زیر آن کاج بلند»
میگویند حدود 4 هزار سال پیش در مصر باستان، جشن دوباره زاییده شدن خورشید، مصادف با شب چلّه برگزار میشده است. مصریان در این هنگام از سال، به مدت 12 روز به نشانه 12 ماه سال خورشیدی، به جشن و پایکوبی میپرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی میداشتند. همچنین از 12 برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده میکردند که نشانه پایان سال و آغاز سال نو بوده است.
در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان، روز بزرگداشت خورشید بوده است و آن را خورشید شکستناپذیر (ناتالیس انویکتوس) مینامیدند. ریشههای یلدا در جشنهای دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده است که از مهمترین آنها میتوان به جشن ساتورن اشاره کرد.
در بخشهایی از روسیه جنوبی، هماکنون جشنهای مشابهی به مناسبت چلّه برگزار میکنند.
این آیینها شباهت بسیاری با مراسم شب چلّه دارد. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده، بازیهای محلی گوناگون، کشت و بذرپاشی به صورت تمثیلی و بازسازی مراسم کشت، پوشاندن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی پنجرهها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانهخوانی و... از جمله موارد این مراسم میباشد.
□ حافظخوانی جزء جداییناپذیر شب چلّهنشینان
«جمشید صداقتکیش»، پژوهشگر حوزههای فرهنگی و تاریخی درباره شب یلدا میگوید: گذشتگان معتقد بودند اول دیماه، روز خدای تعالی، روز زایش خورشید است و در آیین مهر بر این باور بودند که در این روز، میترا زاده شده است. همچنین زرتشت نیز این روز را زادروز این فرشته مهر میداند.
وی میافزاید: در دورهای که فصلهای سال 45 روزه بوده و بر اساس استراحت کشاورزان این فصلها تنظیم میشده، روز اول دی گاهنبار این دوره بوده که 6 روز جشن گرفته میشده است.
بسیاری اعتقاد دارند که ریشه پاسداشت شب چلّه، میراث قوم «کاسپها» است. آنها از نخستین اقوام آریایی بودند که ابتدا در گیلان امروزی سکنی میگزیدند. کاسپها قومی نیرومند به شمار میرفتند که بر اساس چهارطاقیها، توانستند انحراف 23 درجه مدار زمین در گردش به دور خورشید را اندازهگیری کنند.
آنها با استفاده از این ابزار، به تقویمی دقیق دست پیدا کردند و دریافتند که پس از آخرین شب پاییز، اندک اندک بر طول روزها افزوده و از طول شبها کاسته میشود.
این استاد دانشگاه ادامه میدهد: پهن کردن سفره بر روی کُرسی، خوردن میوههای متنوع و از همه مهمتر، هندوانه، از آداب و رسومی بوده که در این شب توسط چلّهنشینان برگزار میشده است. حافظخوانی فردی و دستهجمعی نیز در این شب رواج زیادی داشته و این بخش را میتوان یک جزء جدانشدنی شب چلّهنشینان دانست. در مورد خوردن هندوانه، اظهار نظرهای گوناگونی وجود دارد، به طوری که گفته میشود با خوردن این میوه در شب یلدا، بلایا از فرد رفع میشود و یا سرمای زمستان رفته و تشنگی تابستان نیز از بین میرود. قرمزی داخل هندوانه همانند خورشید است و همواره مورد توجه مهرپرستان قرار داشته، البته ناگفته نماند که آداب و رسوم شب یلدا در مناطق مختلف ایران متفاوت است.
□ شب چلّه
«ابوالقاسم فقیری»، محقق و پژوهشگر شیرازی در این خصوص میگوید: شیرازیها به شب یلدا، شب چلّه میگویند و در این شب که طولانیترین شب سال است مراسم خاصی دارند. آنها زمستان را به این ترتیب تقسیم میکنند: از اول دی تا دهم بهمن را چلّه بزرگ و از دهم بهمن تا اول اسفند را چلّه کوچک و از اول اسفند تا آخر اسفند را چلّه پیرزن میگویند. همچنین چهار روز آخر چلّه بزرگ و چهار روز اول چلّه کوچک را «چهار چهار» میگویند که اوج سرما را در این 8 روز میبینیم.
وی میافزاید: آدمی را در شیراز دارای دو طبع میدانند: حرارتی و رطوبتی که بدان گرممزاج و سردمزاج میگویند. معمولاً در شب چلّه، سردمزاجها اگر بخواهند طبعشان برگردد، باید چیزهای گرم بخورند، گرممزاجها هم باید برعکس چیزهای سرد بخورند.
وی ادامه میدهد: تفأل به دیوان حضرت حافظ، گرفتن فال کلوک (کوزه) و گفتن قصه و متلک از آداب این شب در شیراز است. کلوک کوزه دهانگشادی است که در آن روغن، رب انار و یا ترشی میریزند. رسم است که کلوکی را به میان مجلس آورده و هر یک از زنان، نشانهای در کلوک میاندازند، آنگاه دختربچهای جلو آمده، دست در کلوک کرده، یکی از اشیای داخل کلوک را بیرون آورده و به دیگران نشان میدهد. سپس زنی باسواد ترانههای محلی را میخواند و هر کسی از ترانه نتیجهای مخصوص به خودش میگیرد. البته به جای ترانههای محلی، برخی از اشعار حافظ استفاده میکنند.
□ یلدا از نگاهی دیگر
علامه محمد قزوینی در یادداشتهای خود در «برهان قاطع» نوشته است: «یلدا، لغت سریانی است و در آن لسان همان کلمه میلاد عربی است که عبارت از زمان ولادت عیسی (ع) است...»
محمدعلی تربیت هم در «تذکره دانشمندان آذربایجان» مینویسد: «یلدا کلمهای سریانی است به معنی میلاد عربی، چون شب یلدا را با میلاد مسیح (ع) تطبیق میکردهاند، از این روز بدین نام نامیدند...»
محمد معین در حواشی «برهان قاطع» نوشته است: «در قاموس سریانی به انگلیسی «پاین اسمیت» زوجه مرحوم «مرگیلوث، عیناً یلدا را به معنی ولادت و میلاد تفسیر کرده...»
ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» مینویسد: «و در شبی که روز بیست و پنجم این ماه بر آن مقدم است، به عقیده رومیان، شب بیست و پنجم محسوب میشود و عید میلاد در آن روز است که عید میلاد، جشن میلاد مسیح (ع) باشد و عید یلدا...» و در «یشتها» آمده است: «باید دانست که جشن میلاد مسیح (ع) (نوئل) که در 25 دسامبر تثبیت شده، طبق تحقیقات انجام شده در اصل جشن ظهور میترا (مهر) بوده است که عیسویان در قرن چهارم میلادی آن را روز تولد عیسی (ع) قرار دادند...»
□ شادی و نشاط از موهبتهای الهی است
دیرزمانی است که ایرانیها و بسیاری از جوامع دیگر در آغاز فصل زمستان، مراسمی را برپا میدارند که در میان اقوام گوناگون، نامها و انگیزههای متفاوتی دارد. در ایران و سرزمینهای همفرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چلّه» یا «شب یلدا» نام میبرند که همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق کامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سالها انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سیام آذرماه و بامداد یکم دیماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند که مراسم شب چلّه برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار میشود؛ اما میدانیم که در باورهای کهن ایرانی، هیچ روز و شبی، نحس و بدیُمن شناخته نمیشده است و جشن شب چلّه، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی کیهانی دارد. در گذشته، آیینهایی در این هنگام برگزار میشده است که یکی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی که از لازمههای آن حضور کهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد کهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است و همچنین خوراکیهای فراوان برای بیداری درازمدت که همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.
ایرانیان قدیم شادی و نشاط را از موهبتهای خدایی و غم و اندوه و تیرهدلی را از پدیدههای اهریمنی میپنداشتند. آنها پس از رهایی از بیدادگری و ستم به شکرانه بازیافتن آزادی، جشن میگرفتند و پیروزی نیکی بر بدی و روشنایی بر تاریکی و داد بر ستم را گرامی میداشتند.
از رسمهای مهم شب یلدا، «فال حافظ گرفتن» است. اگر رسمها و آیینهای دیگر یلدا را میراثی از فرهنگ چند هزار ساله بدانیم، ولی فال حافظ گرفتن در شب یلدا، رسمی است که در سدههای اخیر به رسمهای شب یلدا افزوده شده است. شاهنامهخوانی و قصهگویی پدربزرگ و مادربزرگ دور کرسی برای کوچکترها نیز از آیینهای شب یلداست که خاطرات شیرینی برای بزرگسالی آنها فراهم میآورد.
□ یلدا از نگاه شاعران
شب یلدا در اشعار بسیاری از شاعران به چشم میخورد که برخی از آنها عبارتند از:
حافظ: صحبت حکام، ظلمت شب یلداست/ نوروز خورشیدخواه بو که برآید.
سعدی: هنوز با همه دردم امید درمان است/ که آخری بود آخر شبان یلدا را.
اوحدی: شب هجرانت ای دلبر، شب یلداست پنداری/ رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری.
خاقانی: تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف/ تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا.
عنصری: چون حلقه ربایند به تیره، توبه نیزه/ خال از رخ زنگی بربایی شب یلدا.
منوچهری: نور رایش تیره شب را روز نورانی کند/ دود چشمش روز روشن را شب یلدا کند.
مسعود سعد: کرده خورشید صبح ملک تو/ روز هم دشمنان شب یلدا.
ناصرخسرو: او بر دوشنبه و تو بر آدینه/ تو لیل قدر داری و او یلدا.
امیر معزی: ایزد دادار، مهر و کین تو گویی/ از شب قدر آفرید و از شب یلدا/ زان که به مهرت بود تقرب مؤمن/ زان که به کینت بود تفاخر ترسا.
سنایی غزنوی: به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی/ که از یک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا.
سیف افرنگی: سخنم بلندنام از سخن تو گشت و شاید/ که درازنامی از نام مسیح یافت یلدا.
پروین اعتصامی: دور است کاروان سحر زینجا/ شمعی بباید این شب یلدا را.
عطار: به عزت شب قدر و شب حساب برات/ به حرمت شب آبستن و شب یلدا.
وحشی بافقی: عمر ابد ز عهده نمیآیدش برون/ نازم عقوبت شب یلدای خویش را.
خواجوی کرمانی: تا در سر زلفش نکنی جان گرامی/ پیش تو حدیث شب یلدا نتوان کرد.
صائب تبریزی: بیدار شود که در شب یلدا نیستی/ در پرده است چشم تو را طرفه خوابها.
اقبال لاهوری: اشک خود بر خویش میریزم چو شمع/ با شب یلدا درآویزم چو شمع.
عبید زاکانی: ای لعل لبت به دلنوازی مشهور/ وی روی خوشت به ترکتازی مشهور/ با زلف تو قصهایست ما را مشکل/ همچون شب یلدا به درازی مشهور.
فروغی بسطامی: من از روز جزا واقف نبودم/ شب یلدای هجران آفریدند.
محتشم کاشانی: شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست/ گریههای سحرم را اثری پیدا نیست.

محسن دانش-تولد 1346 در شیراز-مدیر مستر کلاس استاد خوان مارتین(84) و استاد پاکو پنیا(87)-تدریس گیتار فلامنکو .کلاسیک.پاپ از سال(76) تا کنون-شاعر- نویسنده-منتقد سینما- خبرنگار برتر جشنواره ی فیلم فجر شیراز(85) -تقدیر از جامعه ی اسلامی دانشجوبان علوم پزشکی شیراز در مراسم تجلیل از فعالان سینما و تاتر و اساتید علمی کشور (81)-کسب رتبه ی اول پوشش خبری از کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان فارس -تقدیر از دانشگاه شیراز برای هفته یژوهش و فناوری فارس(87)تقدیر از حوزه ی هنری فارس(86)-تقدیر از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس(80)-تقدیر از جشن واره ی شعر و موسیقی جهاد دانشگاهی و...