«هادی صالح­نیا»، نوازنده دف:

مردم را به شنیدن موسیقی فاخر عادت دهیم

نواهای مضر، گوش موسیقایی مخاطبان را خراب می­کند

محسن دانش

«متأسفانه ذائقه موسیقایی مردم به تدریج خراب شده و اغلب آنها قادر به شناخت و درک کامل موسیقی فاخر نیستند. گوش مردم در معرض بمباران موسیقی­های سخیف و کم­ارزش است و آنها چاره­ای ندارند جز اینکه این وضع را تحمل کنند! موسیقی فاخر دارای متانت و وقار خاصی است که ریشه در فرهنگ و سنن ما دارد، اما شاهدیم که این نوع  موسیقی در بیشتر مکان­ها و زمان­ها شنیده نمی­شود و این روزها موسیقی­ها و نواهای بی­ارزش و کم­ارزش، در میدان عرضه، خودنمایی می­کنند.»

این اظهارنظر را «هادی صالح­نیا»، از نوازندگان دف شیراز می­کند و می­گوید: شتاب­ زندگی، مشغله­های روزمره و گرفتاری­های کاری، مردم را کم­حوصله کرده و اغلب آنها، برای یافتن و گوش کردن موسیقی فاخر ایرانی، تلاش نمی­کنند و به آنچه موجود است، بسنده می­کنند و این امر، آسیب­های فراوانی را به جامعه وارد می­کند.

وی می­افزاید: ترویج ملودی­های بی سر و ته و ریتم­های ناموزون از سوی آدم­های نااهل و ناکارآمد، عامل مؤثری در بسط و گسترش خشونت، عدم تعادل روانی و بیشتر مشاجرات روزانه بین آدم­هاست. این نواهای مضر درست در نقطه مقابل هدف موسیقی فاخر ایرانی که آرامش و وقار است، قرار می­گیرند و علاوه بر خراب کردن گوش موسیقایی و ذائقه شنیداری مردم، بر مضطرب بودن بیش از پیش انسان­ها هم می­افزایند.

وی با اشاره به نقش رسانه ملی در پخش و اشاعه موسیقی ارزشمند و فاخر برای مقابله با آسیب­های موجود در عرصه موسیقی کشور، ادامه می­دهد: صدا و سیما به عنوان فراگیرترین رسانه کشور، باید بستر مناسب پخش آثار فاخر موسیقایی را فراهم و از سویی دیگر از پخش ملودی­های کم­ارزش و بی­ارزش یکبار مصرف در آن رسانه، جلوگیری کند تا مردم به شنیدن موسیقی خوب عادت کنند و خودشان موسیقی­های غیرفاخر را پس بزنند.

صالح­نیا فرهنگ­سازی در عرصه  موسیقی را امری اجتناب­ناپذیر می­داند و می­گوید: طی سال­ها تدریس و نوازندگی در حوزه  موسیقی ایرانی، به این نتیجه رسیده­ام که بسیاری از مردم، آشنایی مختصری با موسیقی ایرانی دارند و این امر تا بدانجاست که حتی یکبار فردی برای یادگیری تنبک به یک آموزشگاه موسیقی که من در آنجا تدریس می­کردم، آمد و با اشاره به سنتور موجود در آنجا، گفت که می­خواهد سنتور یاد بگیرد!

وی می­افزاید: برگزاری کم کنسرت­های موسیقی، عدم پخش نشست­های تخصصی موسیقی از تلویزیون و عواملی از این دست، سبب شده تا مردم تفاوت بین موسیقی فاخر و غیرفاخر را متوجه نشوند و فکر کنند که آنچه می­شنوند، خوب است.

وی که در حال چاپ کتابی در وزن­خوانی و انتشار آلبومی برای سازهای کوبه­ای است، می­گوید: انجام حرکات نمایشی در دف­نوازی، کار ناشایستی است که نشان از عدم درایت و ضعف نوازنده اثر دارد؛ چون موسیقی پدیده­ای صوتی است و جمله­بندی­های قطعه به همراه اجرای با کیفیت ملاک کار است نه حرکات آکروباتیک نوازنده که شأن هنرمند را تا حد بسیار زیادی پایین می­آورد.

او می­افزاید: متأسفانه شاهد ورود افراد ناآگاه در حیطه نوازندگی و تدریس دف هستیم و به نظر می­رسد این امر در درازمدت، آسیب­های فراوانی را به دنبال داشته باشد.

وی ادامه می­دهد: برای همسو و هماهنگ شدن موسیقی ایرانی با مخاطبان، نیاز است که نگاه مقدس­مآب به موسیقی ایرانی کنار گذاشته شود و بزرگان این عرصه، با تغییراتی که لازمه این کار است، فاصله بین جوانان و موسیقی ایرانی را از بین ببرند.

این هنرمند یکی از مهمترین ویژگی­های موسیقی ایرانی را مونوفونیک (تک صدایی) بودن آن می­داند و معتقد است که با وجود تلاش­های جسته و گریخته برخی اساتید مثل مرحوم مشکاتیان و علیزاده در خصوص نوشتن و اجرای موسیقی چندصدایی ایرانی، محور اصلی این نوع موسیقی، یک خط ملودی است که با رنگ­آمیزی­های هوشمندانه و حرفه­ای، تمایز می­یابد.

وی که سال 1388، برای ثبت جهانی نوروز، قطعاتی را در دانشگاه پراگ کشور چک اجراء کرده و با نام «راز روزگار» در آن کشور به یادگار گذاشته است، می­گوید: سازهای ایرانی به نوعی صنایع دستی هستند و برخلاف سازهای غربی که به راحتی کپی­برداری و سری­سازی می­شوند، قابل کپی­برداری نیستند و تجربه نشان داده که سازندگانی که خودشان نوازنده هستند، در ساخت و سازهای باکیفیت موفق­ترند.

او ساخت ساز دف با پوست مصنوعی را عامل بسیار مهمی در ترویج هنر دف­نوازی در کشور می­داند و عنوان می­کند: ابداع دف با پوست مصنوعی توسط استاد «مسعود حبیبی»، باعث شد که این ساز در مناطق با رطوبت بالا نیز مورد استفاده علاقه­مندان قرار گیرد و نوازندگی در تمام مناطق کشور گسترش یابد.

او می­گوید: دف، سازی محلی بوده مثل نی و کمانچه و بعدها حالت شهری پیدا کرده است. بنابراین نوع نوازندگی آن هم به تدریج تغییر کرده و این امر، گاهی در بین نوازندگان جوان­تر مورد توجه قرار نمی­گیرد. برخی از نوازندگان فرم محلی دف، از اینکه نمی­توانند در ارکسترها نوازندگی کنند، گلایه  می­کنند، در حالی که نمی­دانند برای این کار، باید نوازندگی فرم شهری دف را هم بلد باشند.