عبدالعلی دستغیب
عبدالعلی دستغیب، منتقد ادبی و نویسنده معاصر:
دوران سرایش غزل، به پایان رسیده است

نخستین نشست نقد ادبی با عنوان «نقد ادبیات معاصر» با حضور عبدالعلی دستغیب منتقد و نویسنده معاصر و جمعی از نویسندگان و شاعران مطرح امروز شیراز در بیمارستان ام.آر.آی برپا شد.
سیروس رومی معاون فرهنگی این مجتمع درمانی در ابتدا ضمن خوشآمدگویی به حاضرین ابراز امیدواری کرد که این گونه نشستها هر چند ماه یک بار در حوزه نقد و تحلیل ادبیات، اندیشه و هنر انجام گیرد.
عبدالعلی دستغیب منتقد و پژوهشگر شیرازی نیز در این نشست با طرح این سؤال که از ادبیات چه میدانیم؟ یادآور شد: حافظ از لحاظ شعری همجنس سعدی است پس اگر احترامی برای حافظ قائلیم باید برای سعدی هم همان احترام را قائل باشیم.
وی ادامه داد: شاعری آلمانی مانند گوته چگونه به دنیا نگاه میکرد؟ مسأله، نگاه کردن به دنیا و انسان میباشد و پس از آن توجه به خلاقیت در آثار ادبی جهان باید مورد توجه قرار گیرد.
دستغیب ادامه داد: بسیاری از چیزهایی که به عنوان ادبیات و هنر ارائه میشود جداییناپذیر میباشند.
وی با اشاره به این که نگاه ما به بزرگانی چون حافظ و فردوسی نگاهی قدیمی است یادآور شد: ما هنوز در شناسایی فردوسی به دنبال این نکتهها هستیم که آیا فردوسی اشعری بوده یا نه؟ یا صلهای که محمود غزنوی برای او ارسال کرده از جنس زر بوده یا نقره!
دستغیب در ادامه به بیان خاصیت فرهنگ نوین و سنتی در جامعه امروز اشاره کرد و گفت: برای ما نصب آخرین دستاوردهای علم نوین بسیار آسان به شمار میرود اما باید توجه داشت که تولید علم چیز دیگری است. به طور مثال رانندگی کردن کار چندان مهمی نیست ساخت آن خودرو و فناوری قابل توجه است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود ادامه داد: متأسفانه در جامعه ما واژه بلد نیستم از زبان کسی جاری نمیشود به همین دلیل در جامعه ما که اقرار به دانستن میشود به دانایی نخواهیم رسید چرا که سقرات میگوید «اقرار به جهل آغاز دانایی است.»
وی ابراز امیدواری کرد، به نقطهای برسیم که بدانیم، نمیدانیم ولی درصدد دانستن برآییم.
دستغیب پرداختن به فلسفه ادبیات و هنر را موجب افزایش دانش انسان برشمرد و گفت: این علوم، انسان را در ساحتهای گوناگون جامعه قرار میدهد.
وی در ادامه با بیان این مطلب که ادبیات معاصر ما با ظهور شاعران و نویسندگانی چون نیما، شاملو، فروغ فرخزاد، بزرگ علوی و تأثیرات آن از زمان مشروطه آغاز شده است یادآور شد: باید بگویم در حال حاضر ادبیات ما در حوزه شعر و نثر فاصله زیادی با معیارهای قدیمی دارند.
به باور این منتقد ادبی معاصر هماینک دوران سرایش غزل، قصیده و ارائه فرم ادبیات کلاسیک به پایان رسیده و حتی ظرفیت فرم نیمایی هم تمام شده است. به همین دلیل دیگر شاعرانی همانند شاملو، اخوان و فروغ در حوزه شعر نیمایی ظهور نخواهند کرد.
دستغیب ادامه داد: شعر آوانگارد درحال حاضر دیگر شعر نیمایی نیست به طوری که از دهه 70 به بعد دیگر شعر شاملو آوانگارد نیست؛ هر چند جایگاه شعری او در جای خودش محفوظ میباشد.
وی در ادامه با تأکید بر این نکته که عصیانگری و رندی از صفات شاعران به شمار میرود یادآور شد: شعر خوب در شکست و ادبیات مناسب در دفاع از فردیت بشر به وجود میآید. از این رو اگر کسی یا دستگاهی به وسیله تبلیغات یا پول بخواهد هنر و هنرمند به وجود آورد تنها پولی به هدر رفته، چرا که روسها نیز در این تجربه شکست خوردند. آنها نیز در دورهای از ادبیات خود نویسندگان مطرح خود را کنار گذاشتند و این موجب سقوط ادبیاتی باشکوه و باعظمت شد.
دستغیب در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این که ادبیات معاصر ما در اصطلاح جهانی از جایگاه ویژهای برخوردار نمیباشد یادآور شد: در حال حاضر بهترین رمانهای ما با رمانهای درجه پنج اروپایی قابل مقایسه نیست؛ به طوری که در رمانهای کشور ما از فرم آنها همچون رئالیسم و رمانتیک و... استفاده میشود و ترجمههایی که از برخی رمانها مانند سووشون انجام شده بیشتر بر اساس علاقهمندی بوده است.
سیروس نوذری شاعر نوپرداز نیز در این نشست به آسیبهای جامعه تکصدایی اشاره کرد و گفت: در طول تاریخ همواره جامعه ما تکصدایی بوده و این امر در روح جامعه ایرانی تنیده شده است.
وی با اشاره به این که در جامعه ما تئاتر نیست و این خود به معنای نبودن گفتگو در جامعه به شمار میرود یادآور شد: مهمترین هنر از زاویه اجتماعی، تئاتر است که در جامعه ما وجود ندارد.
وی در ادامه به ذکر مثالی اکتفا کرد و گفت: به عنوان مثال شاعران ما دوست دارند بالای تریبون شعر بخوانند و مورد تشویق قرار گیرند و مخاطبان تنها تشویقکننده باشند. این هم نشان از تکرار قرنها تکصدایی در جامعه میدهد.
رضا پرهیزگار مترجم و منتقد ادبی نیز در ادامه این نشست به طرح جوانمرگی آثار افراد خلاق به تعبیر گلشیری اشاره کرد و گفت: من تنها این سؤال را مطرح میکنم که آیا میزان عامل اجتماعی میتواند وجود داشته باشد که به جای جوانمرگی از تعبیر جوانکشی استفاده کنیم. به طور مثال بزرگ علوی پس از «چشمهایش» نمیتوانست بیشتر خلاقیتش را نشان دهد!
مهدی زمانیان استاد دانشگاه شیراز نیز در این نشست با بیان این که اگر انسان رو به تکامل نباشد مردهای بیش نیست، اضافه کرد: با فعالیتهای اولیه دستغیب در زمینه نقد ادبی موافق نیستم. شاید دلیل این باشد که در آن سالها نظریههای نقد ادبی مطرح نبوده و ایشان خودکار و داوطلبانه به نقد ادبی پرداخته است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود نیز در پاسخ به مدیرمسئول روزنامه «عصر مردم» پیرامون نقاط ضعف و قوت این روزنامه یادآور شد: با توجه به چالشهای موجود در امر روزنامهنگاری، روزنامه «عصر مردم» با وجود برخی نقاط ضعف خوشبختانه هنوز وجهه فرهنگی خود را در جامعه حفظ کرده است.
محمد عسلی مدیرمسئول روزنامه «عصر مردم» نیز معلممحوری در ساختار آموزش و پرورش را از نقاط منفی جامعه امروزی برشمرد و گفت: در حوزه نقد بیشتر زمان گذشته نقد میشود و ما امروز در شرایط زمانی فعلی با احتساب زمان، اشعار و آثار را مورد نقد و بررسی قرار میدهیم.
وی در ادامه به تلاش پانزده ساله روزنامه «عصر مردم» در حوزه فرهنگ و اندیشه اشاره کرد و گفت: در کار روزنامهنگاری همواره با عشق و علاقه به حوزههایی نظیر فرهنگ و ادبیات به کار خود ادامه دادهام و در این راستا خوشبختانه روزنامه صبغه فرهنگی را از آن خود کرده است.
وی در عین حال از نویسندگان و شاعران حاضر در این نشست خواست که نقاط قوت و ضعف این روزنامه را جهت پربار شدن و انتشار بهتر آن ارائه نمایند.
فیض شریفی شاعر و منتقد ادبی نیز در این نشست به برخی ویژگیهای نقد ادبی و فعالیتهای عبدالعلی دستغیب اشاره کرد.
وی در ادامه از مدیرمسئول روزنامه «عصر مردم» خواست تا فضا را برای ارائه بیشتر فعالیتهای جوانان فعال در عرصه ادبیات و هنر فراهم کند.
منصور پایمرد شاعر شیرازی نیز در این نشست از پراکندهگویی در این مراسم انتقاد کرد و گفت: به دلیل این که در جامعه ما نظریهپرداز وجود ندارد نظریههای ادبی خارجی وارد کشور میشود و در پی آن نظریههای ناپخته در جامعه شکل پیدا میکند.
داریوش نویدگویی مدیر انتشارات نوید شیراز نیز بر نقدپذیری نویسندگان و شاعران و مشورت بیشتر در جهت چاپ آثار تأکید کرد.
محسن دانش روزنامهنگار و شاعر نیز با بیان این که دچار گسستهایی در شعر معاصر هستیم یادآور شد: متأسفانه برخی شاعران معاصر به شدت دچار تئوریزدگی شدهاند به طوری که تفاوت بین نوین [مدرن] و پسانوگرا [پستمدرن] را به خوبی نمیدانند و بدون آگاهی از شناخت ابزار شعری، خود را شاعر آوانگارد و پسانوگرا مینامند!
وی سرایش شعر را امری جوششی خواند و با انتقاد از کسانی که به شکل کوششی مبادرت به سرودن شعر میکنند، گفت: از سوی دیگر امروزه با جوانهایی سر و کار داریم که با داشتن چندین عنوان کشوری در حوزه شعر، حتی نمیتوانند یک غزل از حافظ یا سعدی را درست بخوانند و تنها به صرف برتر شدن در جشنوارههای متعدد، خود را شاعر میدانند! و این آسیبی است که نیاز به درمان دارد.
احمد فریدمند نیز در این نشست تأکید کرد: بحث جوانمرگی در ادبیات در حوزه جهانی نیز پایه و اساسی ندارد.
دکتر خشنود مدیر بیمارستان ام.آر.آی شیراز نیز در این مراسم به آسیبهای آثار ارائه شده در جامعه امروز اشاره کرد و گفت: متأسفانه میبینیم که به اصرار واژه عشق و عاشقی در تمام نوشتهها مشاهده میگردد اما معلوم نمیشود که منظور نویسنده از این عشق؛ دوست داشتن، متافیزیک و یا... میباشد.
وی افزود: ما در پایان کتابها نوسانهای زیادی بین اندیشه نویسنده با اثر مشاهده میکنیم.
محسن دانش-تولد 1346 در شیراز-مدیر مستر کلاس استاد خوان مارتین(84) و استاد پاکو پنیا(87)-تدریس گیتار فلامنکو .کلاسیک.پاپ از سال(76) تا کنون-شاعر- نویسنده-منتقد سینما- خبرنگار برتر جشنواره ی فیلم فجر شیراز(85) -تقدیر از جامعه ی اسلامی دانشجوبان علوم پزشکی شیراز در مراسم تجلیل از فعالان سینما و تاتر و اساتید علمی کشور (81)-کسب رتبه ی اول پوشش خبری از کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان فارس -تقدیر از دانشگاه شیراز برای هفته یژوهش و فناوری فارس(87)تقدیر از حوزه ی هنری فارس(86)-تقدیر از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس(80)-تقدیر از جشن واره ی شعر و موسیقی جهاد دانشگاهی و...