زریاب؛ موسیقیدان نابغه فراموش شده ایرانی
زریاب؛ موسیقیدان نابغه فراموش شده ایرانی
محسن دانش

زریاب نام یکی از موسیقیدانان بزرگ ایرانی است که در زمان حکومت عباسیان ظهور کرد. وی هم دوره ابراهیم موصلی و فرزندش اسحاق- از بزرگترین موسیقیدانان دربار عباسیان- بود.
«ابراهیم موصلی» را فرزند «ماهان»، «پور بهمن» و «پورشپنگ» دانستهاند که همگی از کشاورزان ارجان فارس بودند که در آن زمان شهری آباد و پر رفت و آمد آرمیده بر ساحل رود مارون در 60 فرسنگی غرب شیراز بود. به سال 125 هجری در هنگام تولد ابراهیم خانواده او در کوفه به سر میبردند و ابراهیم در آن جا به دنیا آمد. در کودکی او را به تحصیل دبیری گماشتند اما او که آوازی خوش داشت آرزوی خانواده را بر نیاورد و به موصل رفت و لقب موصلی نیز از همان وقت بر او ماندگار شد.
آوازه هنر موسیقیدانان ایران زمین، آتش بازگشت به موطن اصلی را در دل ابراهیم جوان شعلهور کرد که وی برای تحصیل موسیقی به ری رفت. سپس برای استفاده از محضر «جوانویه» موسیقیدان بزرگ زرتشتی به بندر «ابله» که از شهرهای جنوبی فارس بود روی آورد. در آن روزگار عود رایجترین ساز در میان نوازندگان ایرانی و عرب بود که در دستگاه (Mode)های هفتگانه تقریباً مشابهی در بیشتر مناطق جهان اسلام به ویژه ایران، عراق و ترکیه آن روز و حتی فراتر از مرزهای ارمنستان نواخته میشد، اما الحان و گوشههایی که یادگار جاویدان «باربد»، موسیقیدان افسانهای پارس در دربار امپراتوری ساسانی بودند، در هر ناحیه ایران بزرگ دستخوش تغییرات کوچکی شد که این دگرگونیها خود باعث خلق سبکی پویا و رنگارنگ در موسیقی نواحی ایران زمین شد، بنابراین آن چیزی که از سنین نوجوانی در حافظه «ابراهیم موصلی» نقش بست، سبک نوازندگی عود و خوانندگی در مکتب فارس بود. در یکی از مسافرتهای او به ری، ابراهیم جوان دل در گرو مهر دختری زرتشتی به نام «شاهک رازی» نهاد و با او وصلت کرد که حاصل این ازدواج، تولد نابغه موسیقی جهان اسلام در قرن 9 میلادی یعنی «اسحاق موصلی» به سال 150 هجری بود. «ابوالفرج اصفهانی» صاحب کتاب بزرگ «الاغانی» درباره گوش موسیقی (Absdute piteh) ابراهیم آورده است که گوش او چنان قوی و حساس بود که اگر در همنوازی 30 نوازنده یکی از آنان کوک خارج میکرد، وی به فوریت آن را در مییافت و با این وجود هم «ابوالفرج اصفهانی» و هم مؤلف کتاب «مجمل فصیحی» فرزند ارشد او یعنی اسحاق را به دریا و دیگر موسیقیدانان را به جوی آب تشبیه کردهاند. در این زمان علاوه بر موسیقی، ابراهیم به آموختن علم فقه و صرف و نحو و لغت نیز همت گمارد و آوازه هنر او به گوش «مهدی عباسی»، خلیفه وقت جهان اسلامی رسید و مهدی او را به بغداد فرا خواند و به سرعت جایگاهی والا و در خور شأن خویش یافت، چنان که خلیفه او را ماهانه ده هزار درهم مقرری بخشید و این غیر از پاداشهای او بود.
ازدواج دوم وی نیز با زنی دیگر از ری است به نام «دوشار» که خواهر «منصور زلزل رازی» دیگر نوازنده بزرگ دربار «مهدی عباسی» است. این دو (ابراهیم و منصور) به بهترین زوج هنری دربار خلیفه بعدی یعنی هارونالرشید تبدیل شدند.
ناگفته پیداست که در چنین محیط هنری، کودکی مانند اسحاق که دارای استعداد موسیقی نیز باشد، چگونه به رشد و تعالی میرسد. استادان وی پدرش «ابراهیم» دایی ناتنیاش «منصور زلزل» و چندین استاد برتر دیگر آن روز در دربار بغداد بودند. بغداد در آن زمان در اوج شکوفایی به سر میبرد و جدا از افسانههایی که ساخته و پرداخته داستان سرایان هزار و یک شب بود، به مرکزی برای تجمع هنرمندان کشورهایی که به تازگی اسلام را پذیرفته بودند، تبدیل شده بود. معماران، طراحان داخلی و محوطه، ستاره شناسان، شاعران و البته موسیقیدانان از مهمانان دایمی بغداد بودند. در این میان خوانندگان و نوازندگان ایرانی به دلیل علاقه مفرط خلیفه به موسیقی، از جایگاهی ممتاز برخوردار بودند که در رأس این هرم «ابراهیم بن ماهان» و پسرش اسحاق قرار داشتند.
«اسحاق» به سرعت تمامی همگنان را پشت سر گذاشت و آن چنان با ساز عود و کیفیت ابعاد و پردههای موسیقی مأنوس شد که قطعات بسیار مشکل موسیقی را بر عود ناکوک مینواخته و این را دلیل بر قدرت گوش و شیرینی انگشتان وی دانستهاند.
در این مقطع زمانی بود که موصلیان «ابراهیم و اسحاق» غلامی سیه چرده و خوش آواز به نام «ابوالحسن علی بن نافع» را که ایرانی و احتمالاً اصل او از دشت ارژن فارس بود به خدمت گرفتند. لقبی که این برده برای خویش در نظر گرفته بود «زریاب» بود. از ابتدای کار زریاب اطلاعی در دست نیست اما همین قدر مشخص است که فردی بسیار باهوش و با قوه خلاقه و ابتکار بالا بوده است. چنان که عود را که اصالتاً چهار پرده داشت (دو پرده به نام فارسی و دو پرده به نام عربی مشهور بودند) به پرده پنجم بیاراست و آن چهار پرده سابق که مطابق طبایع چهارگانه ترتیب داده شده بود «زریاب» پنجمین را به رنگ قرمز در آورد و با طبایع تطبیق کرده و مضراب آن را از جنس چوب به جنس پای کرکس تبدیل کرد.
زریاب (اواخر قرن هشتم میلادی) موسیقی این منطقه را به شمال آفریقا و اسپانیا برد و در آنجا رواج داد. اسپانیاییها وی را مخترع گیتار میدانند. وی سیمپیچی بر عود افزود و میگویند که ده هزار آواز را با آهنگشان از بر داشت. وی تا آخر عمر در «کوردوبا» از شهرهای اسپانیا زیست و در آنجا یک مدرسه موسیقی بنا نهاد و تأثیر به سزایی در موسیقی «آندلس» داشت. ابن خلدون عالم فلسفه تاریخ و مورخ مغربی درباره این شاعر خواننده و نوازنده بزرگ چنین میگوید: «موصلیان (ابراهیم و اسحاق موصلی) غلامی داشتند که نام او زریاب بود. او فن موسیقی را از آنان فرا گرفته و در آن مهارت یافته بود. از این رو موصلیان به وی رشک بردند و او را به مضرب گسیل داشتند. زریاب به درگاه حکم بن هشام بن عبدالرحمن امیر آندلس رسید و او در گرامی داشتن زریاب مبالغه کرد و به دیدار او شتافت و به وی جایزههای عالی بخشید و مقرری برای او تعیین کرد و وی را به بارگاه دولت و در میان ندیمان خویش به پایگاهی بلند رسانید.
پس از این در آندلس هنر موسیقی به سبب زریاب پیشرفت شایان کرد و پس از وی تا روزگار ملوک طوایف یادگارها و آثار او همچنان باقی و متداول بود و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد، چنان که در اسپانیا نمونههای هنری وی به آنسان توسعه یافت که همچون دریایی بیکران بود و پس از نابودی رونق و شکوه اولیه این کشور، یادگارهای هنری زریاب از آنجا به کشورهای ساحلی آفریقا و مغرب منتقل و در شهرهای آن سرزمین تقسیم شد و با آنکه عمران و تمدن آفریقا به قهقهرا بازگشت و دولتهایشان رو به نقصان رفتند، هنوز هم بقایای هنری زریاب در آن سرزمین یافت میشود.
زریاب در مضراب عود که از چوب بود، تغییراتی ایجاد کرد و در عوض مضرابی از ناخن عقاب ساخت که باعث بهتر شدن صدای ساز شد. دومین، سومین و چهارمین سیم عود نیز با نظارت او از روده بچه شیر ساخته شد. چون زریاب معتقد بود که روده شیر قوی تر از دیگر حیوانات است و صدادهی ساز را بهتر میکند. وقتی برای اولین بار زریاب به دربار هارونالرشید رفت، عود خود را که کاملاً توسط خویش ساخته شده بود، نزد هارون برد و مورد تکریم و تحسین بسیار قرار گرفت. قبل از زریاب، اسحاق بهترین موسیقیدان دربار بود و به دلیل ثروت و نفوذ بسیار و تأثیر کلاماش بر خلیفه و اینکه دوست نداشت جایگاهش را از دست بدهد، زریاب را تحت فشار قرار داد و او رامجبور به ترک بغداد کرد. زریاب نمیتوانست در مقابل او مقاومت کند، چون قدرت کافی نداشت. به همین دلیل بغداد را ترک کرد و به تونس رفت که تحت حکومت مسلمانان بود. مدتی را در قیروان (پایتخت تونس) زندگی کرد و بعدها به اسپانیا رفت. هشام حاکم مسلمان اسپانیا بسیار درباره زریاب و هنرش شنیده بود. بنابراین از او دعوت کرد به «کردوا» مرکز حکومتش برود. او دستور داد خانهای برای زریاب ساخته شود و سالانه نیز 40 هزار سکه طلا به او میداد. وقتی زریاب در «کردوا» بود هشام به او توجه زیادی میکرد و زریاب زمان کافی برای تصحیح قوانین آموزشی موسیقی داشت. او مدرسه موسیقی ایرانی را در اسپانیا تأسیس کرد و به نوعی او را میتوان مبدع هنرستانهای موسیقی کنونی دانست که اولین هنرستان موسیقی دنیا را بنیان نهاد. به تدریج همان طور که روشهای موسیقایی ابراهیم و پسرش و خانواده موصلی در بغداد مشهور بود، روش زریاب نیز در اسپانیا بسیار شهرت یافت و بعدها به کشورهای کرانهای در آفریقا و نیز اروپا انتقال یافت. زریاب برخی از اصول اساسی آموزشی موسیقی را بر روی کاغذ آورد و بعد از او بسیاری از هنرمندان روش آموزشی او را به کار بردند.
زریاب آموزش به هنرجویان موسیقی را به سه مرحله تقسیم کرد. در مرحله اول او به آنها ریتم آهنگها را میآموخت. سپس در مرحله دوم آموزشی سلفژ را مد نظر قرار میداد و در مرحله سوم هنرجویان خواندن آوازها را میآموختند. در مرحله سوم، ابتدا هنرجویان یاد میگرفتند که چگونه آهنگ اصلی را بخوانند و سپس به آنها ملودیهای جدیدی اضافه و هنرجویان به آرامی در این هنر پیشرفت میکردند. گفته میشود زریاب در ابتدا استعداد دانشآموزان را میسنجید و سپس از آنها میخواست روی بالشی به نام «مصوری» بنشینند و تا آخرین حد صدایشان بخوانند. اگر صدای خواننده به اندازه کافی بلند نبود زریاب از او میخواست که دستارش را دور کمرش ببندد و اگر دانشآموزی نمیتوانست دهانش را به اندازه کافی باز کند زریاب از او میخواست که چوب کوچکی را 24 ساعت درون دهانش بگذارد تا فکش باز بماند. سپس او از دانشآموز میخواست که بعضی لغات چون «یا هجام»، «یا اسحاق» و «یا آه» را بلند تکرار کند. اگر بعد از همه این تمرینها صدای دانشآموز بلندتر و به اندازه کافی قوی میشد، زریاب او را به عنوان شاگرد خود میپذیرفت و هنر موسیقی را به او میآموخت، در غیر این صورت او پذیرفته نمیشد.
جالب توجه است که این روشها هنوز هم در هنرستانهای موسیقی غرب متداول است به این صورت که اگر دانشآموزی نتواند دهان خود را در زمان خواندن به اندازه کافی باز کند از او درخواست میشود استخوانی را در دهانش بگذارد. طول استخوان 2 تا 5/2 سانتیمتر است و شیارهایی دارد که به دانشآموز کمک میکند تا آن را به صورت عمودی در دهانش بگذارد. این شیوه که توسط زریاب در اسپانیا اختراع شد امروزه در بیشتر مؤسسههای موسیقی در غرب مورد استفاده قرار میگیرد.
ابوالحسن علی بن نافع یا همان زریاب کبیر که ملقب به بصری موسیقیدان است از خوانندگان و بربط نوازان شهیر ایرانی است که از او به عنوان ایجاد کننده مکتب موسیقی ایرانی آندلس و ترویج دهنده موسیقی عربی ابداعی پارسیان در قرطبه، اشبکیه (اسپانیا)، مصر و شمال آفریقا نام میبرند. او آگاه از علوم هندسه، زمین شناسی و جغرافیا بود و به واقع عود و طرز نواختن آن را به آندلس و سپس اروپا برد. نوازندگان عود و گیتار در کشورهای مغرب (الجزایر و مراکش) و اسپانیا معتقدند که فن عود نوازی و ابداع گیتار از کارهای زریاب بوده است. همچنین او را آورنده آداب و آشپزی و لباسهای شرقی و حتی خمیردندان به اروپا میدانند.
پس از زریاب یک روش آموزشی سامانمند وجود نداشته و زریاب اولین کسی بود که در سه مرحله آموزشی وزنها و پایههای ایقاعی (ریتمیک)، بحور و کلام آواز و نغمههای موسیقی آوازهای بدون تزیین و به گونه تازه کار و ساده را مدنظر قرار داده است. از خدمات این هنرمند بزرگ افزودن سیم پنجمی به بربط چهار وتره بود که آن را تبدیل به سازی پنج وتره کرد. او برای این کار از تارهای ابریشمی استفاده میکرد زیرا دگرگونیهای آب و هوایی و شیمیایی، زیاد بر آن تأثیر نمیگذاشت و آن را در برابر ضربه و زخمه پایدارتر میکرد. همچنین در ساخت زخمه بربط از پرهای بال کرکس برای کامل کردن ایجاد صدادهی بهتر استفاده کرد که موفقیت آمیز بود. بربط زریاب از لحاظ وزنی حدود یک سوم از بربطهای رایج آن زمان سنگین تر بود زیرا سیم اول آن از ابریشم تافته و بهتر از تارهای دیگر بربط و سیمهای سوم و چهارم از روده بچه شیر- بادوام و پایداری بیشتر- بود.
در اینجا بد نیست از نقش این نابغه موسیقی در روند تکامل «لوت» نام ببریم که عود را با تقسیمات فیثاغورسی پرده بندی کرد و طی سالها تغییر، لوت اروپایی که نامش از «العود» عربی گرفته شده است به وجود آمد. به هر حال بخشهای زیادی از زندگی این بزرگ مرد موسیقی دنیا، در پارهای از ابهامات است اما بیشتر قراین دال بر این است که زریاب مخترع گیتار بود و بر این اساس میتوانیم گیتار را سازی ایرانی و مبدع آن را تا حدودی فارسی بدانیم. سازی با قابلیتهای هارمونیکی بالا که متأسفانه به دلیل فرهنگ غلط استفاده از آن و بی مهریهای موجود در عرصههای فرهنگی آن چنان که باید در کشور ما شناخته شده نیست و تصور عمومی بر این است که گیتار یعنی زدن و خواندن آهنگهای پاپ! در حالی که این طور نیست و جای خالی این ساز قدرتمند در بسیاری از کنسرت های سنتی و غیر سنتی و اغلب موسیقیهای تلفیقی خالی است. البته بحث در این باره و توانمندیهای این ساز به زمان و فرصت دیگری نیاز دارد.
منابع:
1-Fawikipedia.org
2-www.ziryab.com
3-World Encyclopedia of Music (Larousse), Hamlxn Publishing Group 1975/france
4-مجمل فصیحی، خوافی، فصیح احمدبن جلالالدین، جلد 1، طوس مشهد، 1341 مشهد
5-سفرنامه ناصرخسرو، قبادیانی مروزی حکیم ناصرخسرو، زوار تهران، 1369 تهران
6-تاریخ عرب
7-کلاه گوشه نوشیروان، باستانی پاریزی، دکتر محمدابراهیم، اسپرک تهران، 1368 تهران
8-تاریخ تمدن اسلام. زیدان جرجی
9-دایرهالمعارف هنر، هتی فیلیپ
10-دایرهالمعارف مصاحب
محسن دانش-تولد 1346 در شیراز-مدیر مستر کلاس استاد خوان مارتین(84) و استاد پاکو پنیا(87)-تدریس گیتار فلامنکو .کلاسیک.پاپ از سال(76) تا کنون-شاعر- نویسنده-منتقد سینما- خبرنگار برتر جشنواره ی فیلم فجر شیراز(85) -تقدیر از جامعه ی اسلامی دانشجوبان علوم پزشکی شیراز در مراسم تجلیل از فعالان سینما و تاتر و اساتید علمی کشور (81)-کسب رتبه ی اول پوشش خبری از کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان فارس -تقدیر از دانشگاه شیراز برای هفته یژوهش و فناوری فارس(87)تقدیر از حوزه ی هنری فارس(86)-تقدیر از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس(80)-تقدیر از جشن واره ی شعر و موسیقی جهاد دانشگاهی و...