98 درصد از مغازه­های خاتم­فروشی شیراز خاتم اصفهان را می­فروشند

محسن دانش

 

«خاتمی که در مغازه­ها فروخته می­شود، روح هنری ندارد وبیشتر سری­سازی است. در کل دو گونه خاتم در کشور وجود دارد: 1- خاتم­های باکیفیت که بیشتر استادکاران شیراز – که تعدادشان به انگشتان دست هم نمی­رسد – به آن توجه دارند. 2- خاتم­های بازاری و انبوهی که بیشتر در اصفهان تولید می­شوند و سری­ساز هستند. اصفهانی­ها به دلیل داشتن نیروی کار کافی در این بخش هنری و تفکر اقتصادی­شان بیشتر بازار خاتم را در دست دارند، و با اینکه در کارهایشان روح اصیل خاتم دیده نمی­شود، اما متأسفانه حدود 98 درصد از مغازه­های خاتم­فروشی شیراز هم کارهای خاتم اصفهان را می­فروشند! و عملاً خاتم­سازان شیرازی از گردونه رقابت بازار دور مانده­اند!

از سوی دیگر حضور استادکاران خاتم شیراز در نمایشگاه­های بین­المللی بسیار کمرنگ است که ریشه در مدیریت کلان این رشته هنری دارد، اما اصفهانی­ها در اغلب بازارها و نمایشگاه­های مهم مرتبط حضوری فعال دارند. برای نمونه چندی قبل نمایشگاهی از صنایع دستی ایران در چین برگزار شد که به  واقع اصفهانی­ها آنجا را قبضه کرده بودند!»

این حرف­های تلخ را «مهدی فولادفر» یکی از هنرمندان صنایع دستی می­زند که سال­هاست در رشته خاتم­سازی فعالیت می­کند و به تازگی نوعی خاتم پنج ضلعی را برای اولین بار طراحی کرده و موفق به دریافت نشان ملی ارزیابی هنری در کشور شده است. این هنرمند که قرار است آبان­ماه امسال، آثارش را در معرض قضاوت داوران بین­المللی معرفی شده از طرف یونسکو برای دریافت مهر اصالت بگذارد، می­گوید: در بخش صنایع دستی به خاتم و خاتم­سازان توجه کافی نمی­شود و متأسفانه با از دست رفتن همین 4، 5 نفری که در این رشته، استادکار هستند، دیگر جایگزینی برایشان نداریم و این هنر به فراموشی سپرده خواهد شد. اگر چه بسیاری مدعی ساخت خاتم در شیراز هستند، اما تنها تعداد انگشت­ شماری استادکار این هنر هستند و قادرند که علاوه بر طراحی و ساخت زیرساز خاتم، به کشیدن گره و پیچیدن گل­های خاتم 5 و 6 هم مسلط باشند.

وی می­افزاید: فارس از نظر تنوع صنایع دستی در رتبه اول کشور جای دارد اما بی­توجهی در اطلاع­رسانی به موقع برای حضور آثار شاخص در نمایشگاه­های داخلی و بین­المللی، نبود غرفه­های ویژه صنایع دستی در مکا­ن­های فرهنگی و عدم حمایت لازم از هنرمندان این رشته، سبب افت بیش از پیش این هنر ارزشمند در سطح کشور شده است.

او ادامه می­دهد: جای تأسف دارد که در اغلب غرفه­های صنایع دستی شیراز، تنها چیزی که مشاهده نمی­شود، صنایع دستی شیراز است و بیشتر شاهد ارائه آثار هنری غیربومی و چینی در این مکان­ها هستیم!

این هنرمند با 15 سال سابقه کار هنری و اذعان به اینکه هرگز استادی نداشته و به روش آزمون و خطا کارش را پیگیری کرده است، می­گوید: یکی از راهکارهای ارتقای کیفی هنر خاتم­سازی، ایجاد رشته خاتم­سازی در دانشگاه است، به طوری که می­بینیم دانش­آموختگان رشته صنایع دستی در دانشگاه­ها، فقط چند واحد خاتم­سازی بیشتر نمی­خوانند و این امر کفایت لازم را برای پیشبرد این هنر در بر ندارد.

وی که نوه دختری زنده­یاد استاد غلامحسین گلریزخاتمی است، به کارهای این بزرگوار در کاخ مرمر، پیچیدن خاتم­های کاردی صندوق شاهچراغ (ع) و صندوق مرقد حضرت ابوالفضل (ع) در عراق اشاره می­کند و می­گوید: پیشترها استادان خاتم به پیشرفت یکدیگر کمک می­کردند و خیلی به هم احترام می­گذاشتند، اما حالا بیشتر کسانی که در این کار هستند، یکدیگر را نفی می­کنند و همه مدعی­اند که استادند!

صفویه؛ اوج شکوفایی و رونق خاتم­سازی

زمان آغاز هنر خاتم­سازی به طور دقیق معین نیست. قدمت خاتم شیراز را هم به روایتی حدود هزار سال می­دانند و منبر مسجد جامع عتیق شیراز از خاتم است. این هنر در دوره صفویه رونق و رواج داشته و در دوره قاجاریه به علت عدم توجه کافی، از درجه اعتبار ساقط شده است. در سده­های قبل هنرمندان خاتم­ساز شیرازی، صندوقچه­های خاتم بسیار نفیسی برای مرقد مطهر امامان معصوم در عراق ساخته­اند و در اوایل دوره پهلوی اول، خاتم­کاری کاخ مرمر توسط هنرمندان چیره­دست شیرازی انجام شده است. کیفیت و اصالت خاتم شیراز زبانزد خاص و عام بوده و خاتم­های اصیل ساخته شده در شیراز دارای عمر بیشتری نسبت به مشابه آن در دیگر شهرهاست. این ویژگی­ها که خاتم شیراز را به نسبت دیگر شهرها امتیاز داده است، تفاوت در انجام مراحل کار و مواردی است که استفاده می-شود.

در دایره­المعارف فارسی آمده است: «زمان آغاز این هنر دانسته نیست و آنچه درباره آن گفته می­شود با افسانه همراه است. برخی از استادان خاتم­ساز هنوز بر این عقیده­اند که هنر خاتم­سازی معجزه ابراهیم پیغمبر است، صنعتگران مصری این روش را مانند بسیاری از هنرها و پیشه­های دیگر از قبطی­ها اقتباس کرده-اند، چندین قطعه و لوحه که روی آنها با چوب و استخوان موزاییک­کاری شده است در نزدیکی قاهره در اوایل دوره اسلام به دست آمده و اغلب آنها در موزه صنایع اسلامی قاهره و یا موزه برلین وجود دارد که یکی از عالی­ترین نمونه­های این صنعت در موزه متروپولیش است و از دیگر آثار و نمونه­های تاریخی در این هنر می­توان به سقف ایوان اصلی مسجد جامع عتیق شیراز در سده هشتم هجری، درهای خاتم قصر رؤیایی تیمور گرکانی به نام دلگشا در سمرقند و درهای آرامگاه وی در سال 807 هجری، درهای چوب گردو و روکش استخوان و دیگر چوب­های ساخته شده توسط هنرمندان به نام حبیب­الله در سال 999 هجری که در موزه برلین نگهداری می­شود، درهای مزین به اشکال هندسی گل و بته از شهر بخارا که در موزه ویکتوریا آلبرت موجود است و منبر چوبی مسجد لبنان اصفهان با اشکال هندسی و اجزای نقره­های مربوطه در سال 1114 هجری اشاره کرد.

«مهدی فولادفر» اعتقاد دیگری دارد؛ او می­گوید: «اصل خاتم از چین و هند وارد ایران شده و تفاوت آن با خاتم­های کنونی در اندازه ضلع­های مثلث­هاست که چون ایرانی­ها این مثلث­ها را در کوچک­ترین اندازه ممکن طراحی کردند، به آن نام خاتم را اطلاق کردند که به معنای پایانی بر این کوچک­سازی هنری بوده است.»

در برخی از منابع آمده است که هنر خاتم­سازی به شیوه امروزی قبل از صفویه و در عهد استیلای ایلخانان مغول بر ایران و ایجاد رابطه مستقیم بین ایران و چین از کشور چین به ایران آمده ولی در خود ایران پیش از اسلام هم به گونه­ای خاتم­سازی رواج داشته است. مهمترین مرکز خاتم­سازی جهان امروز، ایران است. هر چند در کشورهای هندوستان، سوریه، عراق و فلسطین نیز هنر خاتم­کاری وجود دارد، اما به قدمت و ظرافتی که در ایران انجام می­شود، نیست. در حقیقت این هنر ویژه ایران است.

خاتم­های ایران در نمایشگاه­های جهانی و بین­المللی، همواره در رده اول و ممتاز بوده است. خاتم­سازان ایران چوب یکرنگ استفاده می­کردند و این شیوه تا چند قرن بعد از اسلام متداول بوده است.

در این شیوه کار، چوب را به صورت مکعب­هایی به اضلاع چهار میلی­متر می­بریدند و با طرح­های گوناگون روی صفحه­ای نصب و میخکوب می­کردند. این شیوه تا چند قرن بعد از ظهور اسلام هم متداول بوده است. رنگ­هایی که در چین با آن کار می­کردند دو رنگ سیاه و سپید بوده است ولی زمانی که خاتم به ایران آمد، ایرانیان رنگ­های سیاه، قرمز، سبز و زرد را نیز به کار بردند. به علاوه از نظر شکل هندسی هم از خود ابتکاراتی به خرج دادند. مثلاً بیشتر کارهای چینی یا به شکل مربع یا شش­ ضلعی بود ولی