سینما، زنان و آسمان آبی

سینما، زنان و آسمان آبی
محسن دانش
«با مروری بر اظهارات و آمار و ارقام حوزه فیلمسازی زنان، متوجه نابرابری ارقام میشویم و همین نابرابری ارقام، دلایل فیلمسازان زن در نشان دادن جفایی است که بر آنها میشود. با نگاهی به تاریخ هشتاد و چهار ساله برگزاری مراسم اهدای جوایز اسکار، میتوان به آسانی دید که تاکنون تنها یک زن – کاترین بگلو برای فیلم سینمای مهلکه – توانسته است اسکار را دریافت کند. این یکی از انتقادها و یا بهتر بگوییم اعتراضهایی است که در چند سال گذشته به طور نمایان از سوی زنان فیلمساز مطرح میشود. اگر چه زنان جایزه اسکار را برای سمتهایی دیگر و حتی کارگردانی فیلم مستند دریافت کردهاند؛ اما در تمام این سالها و از میان 302 نفر نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردانی فیلمهای سینمایی که مهمترین بخش مراسم اسکار به شمار میرود، تنها 3 زن نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردان شدهاند.»
این جملات را «بهروز مرامی» رئیس امور سینمایی و سمعی و بصیری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس میگوید.
او معتقد است: اگر چه حوزه سینمای مستقل چندین سال است که با آغوشی باز به استقبال زنان فیلمساز رفته است، اما هالیوود همچنان تمایلی به واگذاری کارگردانی فیلم به زنان از خود نشان نمیدهد و حتی زمانی که مقداری از بودجه برای فیلمسازی در اختیار است، صاحبان آن ترجیح میدهند آن را در اختیار مردان قرار دهند. این موضوع تا نظام آموزشی هم سرایت کرده است، به گونهای که برخی از استادان دانشگاهی در حین دیدن برخی از دانشجویان زن که قصد فیلمسازی داشتند، به آنان میگفتند که زنان معمولاً فیلم نمیسازند.
فهرست نام برترین فیلمهایی که در دهمین سالگرد (American Film Institute) AFI، اعلام شد آدمی را به تفکر وامیدارد. به ویژه هنگامی که در میان 400 فیلم نامزد در این حوزه، تنها 5/4 فیلم توسط زنان کارگردانی شده بود.
در مورد چرایی اینکه چرا زنان بیشتری در عرصه فیلمسازی حضور ندارند، باید گفت حرفه فیلمسازی همچنان تحت تأثیر روابط است و تصمیمگیرندگان مرد، با کار کردن با کارگردانان مرد راحتتر هستند.
بدیهی است، در حرفه و صنعتی که توسط مردان کنترل میشود، داستان و فیلمنامههای زنان برای تماشاگرانی که به فیلمهای مردانه علاقه دارند (چون اینگونه عادت داده شدهاند)، جالب توجه نیست.
شاید به این دلیل باشد که زنان بیشتر دست به ساخت فیلمهایی در گونه (ژانر) مستند و کمدیهای عاشقانه میزنند و کمتر به سراغ ساخت فیلمهای علمی - تخیلی و فیلمهای ترسناک رفتهاند.
وی میگوید: کاترین پرستون، پروفسور دانشگاه کانساس، بر این باور است که تبعیض جنسیتی اصلیترین دلیل عدم پایداری و تداوم زنان در سینما است. زنان عرصه فیلمسازی از این تبعیض، که حاصل ذهنیتی است که بر اساس آن «زنان سواد کمتری دارند و مهارت لازم برای کار با فناوری فیلمسازی دیجیتال را ندارند» رنج میبرند.
او ادامه میدهد: هنگامی که شرکتهای تولید فیلم، متن فیلمنامهای را میبینند، تنها معیار آنها این است که عامه مردم به دنبال چه داستانهایی هستند و برای شرکتهای فیلمسازی چه فیلمی در گیشه موفقتر است.
او بر این باور است که بسیاری از زنان فیلمنامهنویس اجازه میدهند متن آنها توسط شرکتهای تولید فیلم دستکاری شود تا ضمن نزدیک شدن به داستانهای رایج، مورد رضایت و جذب تماشاگران مرد هم بشود.
بر همین اساس نوشتهها و تحقیقات زیادی برای پی بردن به علل و دلایل این نگرشها صورت گرفته است. برخی برای آسیبشناسی بوده و برخی در پاسخ به برخی از اظهاراتی است که مدیران صنعت سینما اظهار میکنند. به عنوان مثال یکی از مدیران شرکتهای بزرگ تولید فیلم در هالیوود که اظهار کرده بود، «این شرکت از این پس فیلمی را که زن در آن عهدهدار باشد را نخواهد پذیرفت (تولید و تهیه)». او اینگونه فیلمها را فیلمهای «بدگیشه»ای دانسته که نباید روی موفقیت آنها شرطبندی کرد.
بر اساس باورهای اینچنینی، مطالعهای برای پاسخگویی به این دو سؤال انجام شد؛ وضعیت فروش فیلمی که یک زن در یکی از سمتهای کلیدی پشت دوربین حضور دارد در مقایسه با فیلمی که مرد و یا مردان در همان وظیفه حضور دارند چیست؟ دیگر اینکه، فروش و موفقیت فیلمی که در آن یک زن نقش قهرمان را به عهده دارد با فیلمی که قهرمان آن مرد است چیست؟
وی میافزاید: طبق مطالعه انجام شده فروش گیشه را در رابطه با فیلمهایی که زنان یکی از سمتهای کلیدی را (کارگردان، مدیر تولید، تهیهکننده و فیلمنامهنویس) را در اختیار داشتند با فیلمهایی که همان سمتها را مردان در اختیار گرفتهاند نشان میدهد که در 100 فیلم پرفروش جهان در سال 2007، نشان از حضور 13 درصد زنان دارد و در 29 درصد از فیلمها هیچ زنی در سمتهای مختلف به کار نگرفته شده است.
به طور متوسط فیلمهایی که دستکم یک زن در یکی از سمتهای پشت صحنه حضور داشتند، در فروش داخلی سینما در آمریکا، تقریباً به همان میزان فروختند که مردان در آن سمتها در فیلمهای دیگر فعال بودند و در فروش خارج از آن کشور، کمی کمتر از فیلمهایی فروختند که مردان عهدهدار آن سمتها بودند. اختلاف آنقدر ناچیز است که به لحاظ آماری قابل اعتنا نیست.
همچنین تعداد سینماهایی که فیلمهای زنانه را اکران کرد، برابر با تعداد سالنهایی بود که فیلمهای مردان را به نمایش گذاشتند.
نگاهی به فیلمهایی که قهرمان و نقش اول آنها، زنان بودند
وی ادامه میدهد: در 100 فیلم پرفروش جهان در سال 2007، شخصیتهای قهرمان زن در 10 درصد و شخصیتهای قهرمان مرد در 59 درصد از فیلمها نقشآفرینی کرده بودند. در میان 31 درصد از فیلمهایی که در آن چندین شخصیت مهم حضور داشت تنها یک نفر از آنها زن بود.
در نتیجه فیلمهایی که در آن قهرمان زن است و یا نقش مهمی در گروههای بازیگری دارد، در بازار داخلی دارای فروش نسبتاً کمتری نسبت به فروش فیلمهایی دارد که دارای قهرمان مرد است. (101 میلیون به 54 میلیون دلار) و در فروش خارجی این فاصله بیشتر میشود. (5/114 میلیون به 6/57 میلیون دلار) این مسأله به شکلی دیگر در فروش نسخههای نمایش خانگی هم مصداق دارد.
باید اضافه کرد در همان سال (2007) فیلمهای دارای شخصیت قهرمان زن و یا زنی با نقش محوری در میان مجموعهای از بازیگران، در سالنهای سینمایی کمتری نسبت به مردان به نمایش درآمد و تعداد روز کمتری روی پرده اکران بود.
برخی با اشاره به تبعیض جنسیتی موجود در قبال این موارد اینگونه پاسخ میدهند: این یافتهها این باور را منتقل میکنند که فیلمهایی که در آن قهرمانان «زن» و یا نقش مهمی در جمع بازیگران حاضر در فیلم دارد، در فروش گیشه سینما و فروش نسخههای نمایش خانگی نسبت به فیلمهایی که مردان قهرمان آن هستند، ناموفقاند. اما این یافتهها ارتباط و تأثیر مستقیم حجم بودجه اختصاص یافته برای ساخت یک فیلم در اقبال تماشاگران و فروش گیشه را نادیده میگیرند؛ در مجموع و به طور متوسط فیلمهایی که دارای بازیگر قهرمان یا نقش اول زن بودند، به طور قابل ملاحظهای بودجه کمتری نسبت به فیلمهایی که دارای قهرمان مرد بودند، برخوردار بودند.
در مواردی که فیلمهایی که زنان و یا مردان در آن به صورت انفرادی و یا نقش محوری در حضور چندین بازیگر را داشتند و بودجه مشابهی برای ساخت فیلم در اختیار بود، فروش گیشه (در هفته ابتدایی، فروش محلی و فروش بینالمللی) و فروش نسخههای نمایش خانگی با یکدیگر مساوی بودند و تفاوتی نداشتند. بنابراین فروش کم و یا زیاد گیشه ارتباطی به زن و یا مرد بودن قهرمان ندارد، بلکه تابعی است از حجم بودجه در اختیار آن فیلم.
در همین راستا یکی از پایگاههای طرفدار زنان فیلمساز اینگونه اظهار میدارد: به طور متوسط فیلمهایی که دستکم یک زن در سمت کارگردان، مدیر تولید، تهیهکننده و نویسنده کار میکرد، در هفته نخست نمایش خود در آمریکا کمی بیش از فیلمهایی که مردان در آن حوزه کاری حضور داشتند، فروخته است.
وضعیت موجود
با وجود این یافتهها، هنوز زنان فیلمساز ادعا دارند که به جایگاه واقعی خود دست نیافتهاند. دکتر مارتا.ملاوزن، استاد علوم ارتباطات دانشگاه سندیگو، که سالهاست در مورد نحوه حضور زنان در عرصه سینمای آمریکا تحقیق و بررسیهایی را انجام میدهد، آمار جالبی را در این مورد ارائه میدهد. علاوه بر آمار ایشان، یک سری از آمار دیگر را نیز میآوریم.
این پژوهشگر سینما میگوید: در سال 2011 و در میان 250 عنوان فیلم پرفروش در سینمای آمریکا، نسبت حضور زنان در سمتهایی همچون، کارگردانی، تهیهکنندگی، مدیر تولید، نویسندگی، تصویربرداری و تدوینگر، 18 درصد بود. این نسبت در مقایسه با سال 2010، 1 درصد افزایش و نسبت به سال 2001 یک درصد کاهش را نشان میدهد.
زنان فیلمساز در سال 2011، 5 درصد از کل کارگردانان سینمای آمریکا را تشکیل میدادند. این رقم 2 درصد کاهش را نسبت به سال 2010 نشان میدهد و نصب رقم سال 1998 است.
حضور زنان در فیلمهای به نمایش درآمده سال 2011، بدینصورت است که در 38 درصد از این فیلمها صفر تا یک نفر زن، در 23 درصد فیلمها 2 نفر زن، در 30 درصد این فیلمها 3 تا 5 زن و در 7 درصد فیلمهای به نمایش درآمده 6 تا 9 درصد در حرفههایی همچون کارگردان، تهیهکننده، مدیر تولید، نویسنده، تصویربردار و تدوینگر حضور داشتند.
مقایسه حضور زنان در 250 فیلم پرفروش سالهای 2011-1998 آشکار میسازد که درصد حضور زنان در حرفهای همچون کارگردان کاهش یافته است و حضور آنان در حرفههایی مثل تهیهکنندگی و فیلمنامهنویسی افزایش کمی را نشان میدهد؛ در حالی که درصد حضور زنان در حرفههایی همچون مدیر تولید، تصویربرداری و تدوین ثابت مانده است.
* از میان 250 فیلم پرفروش سال 2011 تنها نام 5 درصد از زنان کارگردان دیده میشود. 95 درصد فیلمها کارگردان زن نداشتند.
* در میان 250 فیلم پرفروش سال 2011، 14 درصد از نویسندگان این فیلمها را زنان تشکیل میدادند. 77 درصد فیلمها از داشتن نویسنده زن محروم بودند.
در میان 250 فیلم پرفروش سال 2011 تنها میتوان 25 درصد از زنان را در حرفه تهیهکنندگی دید. 36 درصد از فیلمها فاقد تهیهکننده زن بودند. این ارقام در حرفههایی همچون تدوینگر و تصویربردار در میان 250 فیلم پرفروش سال 2011، به ترتیب 20 و 4 درصد است.
* در کشور انگلستان وضعیت از این هم بدتر است. از میان 350 فیلم ساخته شده در انگلستان، تنها 9 عنوان توسط زنان ساخته شدهاند.
در قبال مواردی که گذشت، زنان فیلمساز و طرفداران آنان دست به کار شده و اقدامهایی را در این مورد انجام دادهاند. به طوری که هماکنون در جهان 39 جشنواره در حال برگزاری است که منحصراً در آنها فیلمهایی که توسط زنان کارگردانی شدهاند به نمایش درمیآیند.
از سویی دیگر فیلمهایی که کارگردان و یا تهیهکنندگی آن را زنان به عهده دارند، درصد بیشتری از زنان را در مقایسه با فیلمهایی که مردان این وظیفه را به عهده دارند به کار میگیرند. فیلمی که از کارگردانان زن بهره نمیبرد، نسبت زنان شاغل در آن فیلم 40 درصد است؛ در حالی که وقتی دستکم یک زن به عنوان سازنده فیلم حضور دارد این رقم به 45 درصد میرسد و حتی پایگاههای اینترنتی هستند که زنان را برای به تماشا رفتن فیلمهایی که توسط زنان ساخته شده، سازماندهی و تشویق میکنند.
او میافزاید: دکتر مارتا.ملاوزن، پیرو اعلام نامزدی 11 عنوان فیلم برای مراسم اسکار در سال 2004، که زنان در آن نقش کارگردان و یا فیلمنامهنویس را داشتند (این تعداد از رقم نامزدی زنان در مجموع سه سال گذشته بیشتر بود) میگوید ما در این باره [حضور زنان در سینما] باید در انتظارات و توقعات خود واقعبین باشیم و از سوی دیگر نیز در مورد روند تغییرات هالیوود نیز منطقی برخورد کنیم، انتظار نداشته باشیم به همین زودی شاهد تغییرات اساسی باشیم. به هر حال هر گاه فیلمی که توسط زنی ساخته شده، در گیشه موفق شود و تحسین منتقدین را برانگیزد، این موضوع به همه زنان کمک خواهد کرد. اگر چه هنوز این ابهام نزد برخی از مدیران هالیوود وجود دارد اما مردم رفته رفته به این آگاهی دست خواهند یافت که زنان فیلمساز نیز میتوانند موفق باشند.
او ادامه میدهد: اگر چه شخصاً موافق اینگونه مقایسهها نیستم، اما بد ندیدم که این مقایسه را در مورد فیلمهای ایرانی نیز انجام دهیم. از میان 50 فیلم پرفروش دهه هشتاد در کشورمان، ملاحظه میشود که 10 درصد از این فیلمها دارای کارگردان زن هستند که به ترتیب در ردیفهای 5، 11، 31، 32 و 45 این جدول قرار دارند.
کمبود و یا نبود مراکز اطلاعرسانی و محدودیتهایی که در زمینه ارائه آمار وجود دارد، موجب گشته تا اطلاعاتی مشابه به آنچه در بالا آمده نتوان ارائه کرد و شاید تنها راه این باشد که از میان فیلمهای اکران شده آماری بیرون کشید. یادآوری دوباره این موضوع که بیان این آمار صرفاً شمار و عدد است و نمیتوان به طور مستقیم از آن مطلبی را نتیجه گرفت و برای نتیجهگیری باید عناصر و متغیرهای دیگری را نیز دخیل کرد و بررسی کرد.
در هر حال، اگر بخواهیم شمار و نسبت حضور فیلمهای ساخته شده توسط زنان در کشورمان را بیان کنیم باید گفت که در سال 1390 و از تعداد 70 عنوان فیلم به نمایش درآمده شده 3 اثر توسط زنان ساخته شده است که نسبت به سال 1389 (با 4 عنوان فیلم)، یک عنوان کاهش را نشان میدهد.
محسن دانش-تولد 1346 در شیراز-مدیر مستر کلاس استاد خوان مارتین(84) و استاد پاکو پنیا(87)-تدریس گیتار فلامنکو .کلاسیک.پاپ از سال(76) تا کنون-شاعر- نویسنده-منتقد سینما- خبرنگار برتر جشنواره ی فیلم فجر شیراز(85) -تقدیر از جامعه ی اسلامی دانشجوبان علوم پزشکی شیراز در مراسم تجلیل از فعالان سینما و تاتر و اساتید علمی کشور (81)-کسب رتبه ی اول پوشش خبری از کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان فارس -تقدیر از دانشگاه شیراز برای هفته یژوهش و فناوری فارس(87)تقدیر از حوزه ی هنری فارس(86)-تقدیر از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس(80)-تقدیر از جشن واره ی شعر و موسیقی جهاد دانشگاهی و...